الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
77
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
شارع مقدس يا معتبر ديگر بيايد و شىء را نازل منزلهء شىء ديگرى كه واقعيت خارجى دارد قرار دهد يا از حيث اينكه برخى از آثار واقع را بر اين امر بار كند . مثل اينكه شارع مقدس امارات ظنيه را قائممقام علم قرار داده و اثر علم را كه طريقيت ذاتيه دارد بر اماره بار كرده ( وجوب المتابعة را ) و يا از حيث اينكه در آن امر خارجى خصوصيتى وجود دارد كه در اين امر ديگر هم هست و لذا اين امر را تنزيلا به جاى او قرار داديم مثل زيد اسد كه خصوصيت شجاعت را دارد ابتدا دو مثال خارجى مىآوريم ، سپس در مورد احكام تكليفيه مطلب را پياده مىكنيم و سپس در احكام وضعيه : مثال 1 : گاهى ما اسد را بما انه حيوان مفترس خاص در نظر مىگيريم كه داراى يال و دم است ، وحشى است ، سلطان جنگل است ، روى چهار پا حركت مىكند اين اسد مابازاء خارجى دارد و مجعول به جعل تكوينى است و مخلوقى از مخلوقات الهى است ، ولى گاهى مىگوييم : زيد اسد يعنى اسديت را براى زيد جعل نمودهايم اين يك جعل تنزيلى و اعتبارى است ؛ يعنى ما زيد را نازل به منزله اسد قرار دادهايم از حيث اينكه زيد هم مانند اسد حقيقى داراى شجاعت است اين همان حقيقت ادعاييه سكاكى است . مثال 2 : گاهى ما نعامه ( شترمرغ ) را بما انه حيوان خاص ملاحظه مىكنيم اين حيوان خاص از مخلوقات خارجيهء الهى است و مابازاء خارجى دارد ، ولى گاهى مىگوييم : زيد نعامه يعنى جعل مىكنيم نعامه بودن را براى زيد به جعل تنزيلى ؛ يعنى زيد را نازل منزله نعامه قرار مىدهيم از حيث اينكه در زيد خصوصيت جبان بودن است مثل نعامه حقيقى ، شاعر مىگويد : اسد على و فى الحروب نعامة * فتخاء تنفر من صفير الصافر در مورد احكام تكليفيه : احكام تكليفيه هم اعتبارات شرعىاند با اين بيان كه در مورد امر و بعث گاهى بعث و تحريك حقيقى است ؛ يعنى خارجا آمر دست مامور را مىگيرد و كشانكشان به سمت انجام كار مىبرد و جبرا او را وادار به كار مىكند ، اين تحريك واقعى و تكوينى است اما گاهى شارع به جاى هل دادن خارجى امر انشا